محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

484

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ساختار ادبى أولياء اللّه فضياؤهم فيها اليقين : « أولياء » مبتداى اول و « ضياء » مبتداى دوم و « يقين » خبر « ضياء » و كل جمله ، خبر براى مبتداى اول است . أعداء اللّه . . . : تركيب اين بخش مانند قبلى است . البقاء : اگر مرفوع باشد ، نائب فاعل براى « يعطى » و اگر منصوب باشد ، مفعول دوم براى آن است و نائب فاعل ، « من أحبّه » خواهد بود . شرح و تفسير ( و إنما سمّيت الشّبهة شبهة لأنّها تشبه الحقّ ) گاه باطل آن چنان آشكار است كه در شناخت آن اشتباه نمىشود ؛ مانند اين كه گفته شود : آشوب ، بهتر از نظم است و فقر ، نعمت و سعادت است . . . اما گاه باطل و حق از جهت شباهتى در هم آميخته مىشوند ؛ مثل آن كه گفته شود : خداوند از آغاز ، همه كارهاى انسان را مىداند و ممكن نيست علم خداوند نادرست درآيد ؛ بنابراين انسان مجبور است و اختيارى در كارهايش ندارد . اين در حالى است كه نظريه جبر باطل است . چگونه ممكن است خداوند بر انجام كارى كيفر يا پاداش دهد كه گريزى از ترك آن نيست . در عين حال علم كامل و مطلق خداوند نيز سخنى درست است و ممكن نيست علم خداوند نادرست درآيد . خلط بين كارهاى انسان و علم خداوند ، منشأ اين شبهه است . « 1 » از

--> ( 1 ) . در كتاب فلسفة التوحيد و الولاية به اين شبهه پاسخ گفتيم و خلاصه آن چنين است : علم خداوند تنها از وجود چنين كارى خبر مىدهد ؛ نه آن كه علت وجود آن كار باشد . فرق بين اين دو همانند فرق بين اين دو عبارت است : « دانستم كه زيد فردا سفر مىكند . » و « آگاهى من از مسافرت زيد ، علت سفر او بود . »